یارو خوش شانس بود، او بلافاصله دو مو بور را در الاغ های بامزه شان لعنت کرد. در ابتدا به آنها اجازه داد تا دیک او را بمکند تا مودب باشند، الاغ و سینه هایشان را محکم مالید. نکته خنده دار این بود که دخترها با یکدیگر رقابت نمی کردند، بلکه ناز می کردند، کلیشه شان را می مالیدند، کنار یا بالای آن ها می نشستند، می بوسیدند، گلویشان را می گرفتند، همه اینها به خاطر اینکه شریک زندگی شان ارگاسم واضحی داشته باشد. روند.
ظاهراً یک خودروی اسپورت اثر تقویتکنندهی قوی بر روی سبزهها دارد. فرقی نمیکند یک سیاهپوست عضلانی یا یک مرد سفیدپوست معمولی آن را رانندگی کند، غرش وحشیانه موتور باعث میشود که شورت هر زنی که از ماشین مطلع باشد مرطوب شود. اما سیاهپوست اینجا هم خوش شانس بود: پاهایش با باسنی محکم در مقابلش باز شده بود، یکی از زیباترین عینکهایی که به یادگار ماندهام!
ناگهان صبح از خواب بیدار میشوی و دو تا مو قرمز کوچولو بهت کار میکنن - مکس، بیدار شو! این چیزی است که من آن را یک راه خوب برای شروع روز می نامم. سه نفری خوب است و با دو دختر جوان مانند آن حتی بهتر است.